عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
736
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ اى على جملة المؤمنين ، سبيلا ، حتّى يستأصلوهم ، و لا يعبدون اللَّه . إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ - اين منافقان باللّه فعل مخادعت بدست دارند ، چنان كه كسى را فرهيبند « 1 » ، كه ظاهر ديگر مينمايند ، و به باطن ديگراند ، و ربّ العزّة جزاء خداع ايشان بايشان دهد . هر چند كه اللَّه اضافت خداع با خود كرد ، و گفت : وَ هُوَ خادِعُهُمْ ، امّا عين خداع از اللَّه روا نبود ، كه خداع باطل است ، و باطل بر وى روا نيست ، لكن اين بر سبيل پاداش گفت مخادع را به چيزى كه آن مانندهء خداع وى است ، امّا عدلست از اللَّه ، و عدل حقّ است . و آن پاداش آنست كه ايشان را بر صراط نورى دهد ، چنان كه مؤمنانرا دهد ، تا بدان نور بروند و ظلمت قيامت « 2 » . بدان نور ظلمت قيامت بگذارند ، نه بس بر آيد تا آن نور منافقان فرو كشته شود ، و منافقان در ظلمت متحيّر بمانند ، مؤمنانرا بينند كه در نور ميروند ، گويند : انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ . فريشتگان ايشان را جواب دهند : ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً . اين جواب استهزاء و خداع ايشانست ، هم چنان كه كافران را گويند : لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ . مؤمنان چون آن حال بينند بر نور خويش بترسند ، كه اگر كشته شود . ربّ العزّة ايشان را مدد عنايت فرستد ، و در دل و زبانشان دهد تا گويند : رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى - بامالت لام قراءت حمزه و كسايى است ، و معنى كسالى ، متثاقلين است . يعنى گران آيد بر منافقان نماز كردن ، از بهر آنكه نه حق بينند بر خود واجب . خبر درست است كه مصطفى ( ص ) گفت : « ما بال رجال يتخلّفون عن صلاة الصّبح ؟ لو يعلمون ما فيهما لاتوها حبوا ، و لو دعى
--> ( 1 ) - نسخهء ج : فريبند . ( 2 ) - كذا ، و ظاهرا : در ظلمت قيامت . )